X
تبلیغات
الناز شاکردوست
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 15:52  توسط فائزه  | 

مصاحبه الناز شاکردوست و علی شاکردوست با مجله نسل امروز :

از مدتها قبل می دانستیم که الناز شاکردوست با تنها برادرش علی رابطه ی

بسیارصمیمانه ای دارد د مثل خواهر برادرهای دوقلو می مانند که رابطه شان زبانزد خاص وعام است. با اکران شدن همزمان فیلم های الناز بی مناسبت ندیدیم

بااو به گفتگو بنشینیم . به همین خاطر از برادر او هم خواستیم تا دراین گفتگو شرکت کند وهر دو برایمان از صمیمیت و رفاقتی که بینشان وجود دارد بگویند .

گفت وگویی که می خوانید نتیجه ی گپ خودمانی در پشت صحنه ی فیلم تازه شاکردوست است که حوالی نیمه شب انجام شد. در شرایطی که گروه بارها الناز را برای گریم صدا می زدند اما او ما را تنها نگذاشت. شاید برایتان جالب باشد بدانید این گفت و گو در شب تولد برادر الناز انجام شد وما بعدا از طریق خود او

متوجه شدیم که که این دلیل روز مصاحبه را تغییر می داده که با شب تولد برادرش همزمان شود وبهانه ی خوبی برای این گفت وگو داشته باشیم. خواندن حرف های الناز و برادرش درباره ی همدیگر آنقدرجذاب است که به مقدمه بیشتری احتیاج ندارد پس مطالعه آن را از دست ندهید.

مردم وبه طورخاص تر طرفدارانت چه تصوری از الناز شاکردوست دارند:

من نمی دانم ولی همیشه به من انرزی داده اند وحتی نقدهایی هم که کرده اند خیلی خوب بوده.شاید مه با نقشهایی که بازی کرده ام همزادپنداری کرده و دوستم دارند.

به نظرم این یکی از بهترین نعمت هایی است که خداوند می تواند به یک آدم بدهد.

مردم کدام نقش هایت را در فیلم هایت بیشتر دوست دارند:

خیلی برایم جذاب است آن نقس هایی که لحن صحبت کردنم لات مابانه وبه اصطلاح خیلی عامیانه بوده را بیشتر دوست داشته اند.

بیشتر چهره ات مورد توجه بوده یا بازی ات:

فکر می کنم تلفین این دوبوده چون هیچ وقت چهره به تنهایی نمی تواند بازیگری را دوست داشتنی کند. این نقش است که مردم دوست دارند نه صرفا چهره .

چقدر خودت را بازیگر تجاری می دانی :

من خودم نمی توانم که بگویم بازیگر تجاری هستم یا هنری ولی با توجه به

فیلم هایی که به دستم می رسدو کارگردانانی که به سراغم می آیند هم پیشنهاد فیلم تجاری دارم و هم هنری. من هم از این موضوع خوشحالم که در هر دو زمینه توانسته ام خودم را نشان دهم.

در کدامیک موفق تر بودی:

اصولا وقتی فیلم هنری بازی کردم درهر جشنواره ای کاندیدا بودم. مثل "باد در علفزار می پیچد" ازطرف دیگر فیلم های تجاری ام راهم دوست دارم وبرایم راضی کننده بوده.

الناز شاکردوست به عنوان بازیگر چقدر در فروش یک فیلم موثر است ؟

به نظرم در فروش یک فیلم ساختار و فیلم نامه وترکیب بازیگران مهم است نه فقط حضور یک بازیگر.

  ولی در گذشته تنها بازیگر خانمی که بار فروش یک فیلم را یک تنه به دوش  

می کشید هدیه تهرانی بود:

بله در آن نسل وبا توجه به فیلم هایی که ساخته می شد خیلی این اتفاق می افتاد و یک زن محور اصلی یک فیلم بود.

تو چقدر توانسته ای این کاررا بکنی تا تهیه کننده در فیلمی به تو به عنوان تنها بازیکر زن آن فیلم اعتماد کند وگیشه اش را به حضور تو بسپارد:

این را دیگران باید بگویندمن فکر می کنم توانسته ام این کار را انجام دهم مثلا وقتی به من پیشنهاد بازی در فیلم "دلخون" داده شد گفتم این کاری نیست که بفروشد ومن نمی ترانم گیشه این فیلم را تضمین کنم. ولی این اتفاق افتاد و فیلمی که در دسته فیلم های هنری قرار می گیرد تا اینجا خیلی خوب فروخته و من به شخصه خیلی از این بابت خوشحالم که فیلم هایی که حرفی برای گفتن دارند دیده می شوند

در بین بازیگران هم سن و سال خودت به جایگاه خوبی رسیده ای؟در میان کل بازیگران خانم چطور؟

من نمی توانم در این مورد نظری بدهم ولی فکر می کنم آن جایگاهی که باید بدست آورم را بدست آورده ام.

رقیب خاصی هم داری؟

نمی بینم!(باخنده)

این قضیه ی حسادت که بین بازیگران خانم خیلی وجود دارد تر کشش به توهم خورده؟

خیلی زیاد!مثلا در همین فیلمی که الان مشغول بازی هستم من دو نقش دارم یک دختر پولدار در مقابل یک دختو ترشیده که این نقش  نقش اول است. در ابتدا همه دختر خانم های بازیگر این نقش را قبول کرده بودند که بازی کنند ولی زمانی که من آن یکی نقش را قرار داد بستم تمام آن ها حتی کسانی که قبول کرده بودند حاضر نشدند این نقش را بازی کنند. این موضوع خیلی برای من و گروه 

تعجب آور وسوال برانگیز بود که با وجود اینکه نقش یک است چرا هیچکس قبول نمی کند بازی کند. به همین خاطر تصمیم گرفتم من خودم آن نقش را بازی کنم .

برای این نقش لواه های پروتزی داخل دماغم می گذارند لنز مشکی برایم

 گذاشته اند و...خیلی گریم سختی است و هیچ کس مرا نمی شناسد.

اسم فیلم چیست؟

چراغ قرمز به کارگردانی آقای علی غفاری.

خیلی از بازیگران چهره شان را به خاطر نقش نمی شکنند برای تو هم چهره مهم است؟

نه برایم همیشه این موضوع مهم است که بگویند به خاطر چهره ات بازیگر نیستی

این همیشه دغدغه ام بود و در فیلم دومم مجردها با گریم خاصی که داشتم این را ثابت کردم . کدامیک از دختران بازیگر در این سن وسال و یا حتی بالاتر حاضر

می شدند لوله به این ضخامت را برای نقشی داخل دماغشان بگذارند .

این گریم آسیبی به صورتتان نزده؟

چرا به خاطر این لوله ها داخل بینی ام زخم شده ولنزی که مدام در چشمم می گذارند چشمانم را اذیت می کند.

می خواهی این روند را ادامه دهی؟

بله چون من باریگرم و کارم را دوست دارم به نظرم بازیگران خیلی خوب هالیوود این کار را می کنند .

یعنی الگو برداری می کنی؟

نه الگو برداری نمی کنم ولی به نظرم یک بازیگر باید بداند وقتی قرار است نقشی بازی کند باید از قید و بند های خودش رها شود و به قول معروف داخل نقش فرو برود وآن را باور کند.

زمانی که در فیلم گل یخ بازی کردی خیلی از منتقدان صدایت را نقد کردند و گفتند الناز شاکردوست باید روی صدایش کار کند از آن موقع چقدر به این موضوع اهمیت دادی وکار کردی؟

خیلی زیاد به نظر من در بازیگری نقطه اوجی وجود ندارد وهر چقدرکه تلاش میکنی تازه متوجه می شوی هنوز هیچ چیزی نمی دانی من هنوز کار می کنم

و فیلم می بینم . بعد از گل یخ در دانشکده تمرین های بیان زیر نظر اساتید مجرب

برای بهتر شدن انجام دادم. ورزش هم میکنم چیزی که خانم های بازیگر ما کمتر به آن اهمیت می دهند .

چه ورزشی؟

ایروبیک وبدن سازی به نظرم ورزش کردن علاوه بر اینکه برای بدن یک بازیگر الزامی است تمرکز خوبی هم می دهد که لازمه ی کار ماست .

بر گردیم به مسائل گریم شاید جرو معدود بازیگرانی باشی که خیلی کم از لوازم آرایشی استفاده می کنی و مثل دختر های امروزی نیستی چرا؟

هیچ وقت دغدغه من این چیز ها نبوده و ظاهر آدم سطحی ترین چیز است که در روابط آدم ها تاثیرمی گذارد برای من هیلی مهم است که آدم های دوروبرم درونم را بفهمند . در واقع من هیچ وقت درگیر صورتم نبودم نیستم ونخواهم بود. خیلی

وقت ها پیش می آید وقتی سر کار نیستیم و می خواهم از خانه بیرون بیایم حتی جلوی آینه خودم ذا هم نمی بینم. آنقدر چیز های مهم تر و بزرگ تر وجود دارند که اگر تو کمی تامل کنی متوجه می شوی چیز های ظاهزی خیلی ها مهم نیست و دیگر اینکه از آنجایی که ما الگوی بعضی از جوان ها هستیم باید به گرنه ای در جامعه ظاهر شویم که خوانواده های آنان از ما انتظار دارند.

ازوقتی روی بیانت کار کردی چقدر موثر بود؟

خیلی الان بنا به هر کاراکتری من صدایم را تغییر میدهم یک جایی که لازم باشد از صدایم کم میکنم ویک جاهایی آن را زیاد می کنم به خاطر این قضیه صدابرداران دوستم دارند.

گریم خور صورتت چه جوریه؟

خیلی خوب در همین کار چراغ قرمز گریمور خوبمان آقای محسن بابایی خیلی راضی هستند او یک دیدگاه دیگری نسبت به الناز شاکردوست داشت که الان فرق کرده.

حوصله ات در تحمل گریم ومدت انجام آن زیاد است؟

بله چون گریم خیلی در باور نقشی که قرار است بازی کنی مهم است.

یک انتقادی که برخی از تهیه کنندگان می کنند این است که چرا النلز شاکردوست هر کاری را بازی می کند ؟این را قبول داری؟

نه بدون اغراق می گویم که ازهر ده فیلمنامه ای که نرشته می شود 9تای آن به من پیشنهاد می شودو در واقع اولین دریافت کنندگان فیلمنامه ها هستم . من فکر می کنم از یک سال اول کارم به بعد همیشه انتخاب کردم به جای اینکه انتخاب شوم.

خیلی ها می گویند تو چطور از یک طرف در میان ابر ها را بازی میکنی واز طرف دیگر مجنون لیلی؟

من در انتخاب نقش ها ملاک ها ومعیار های شخصی خودم را دارم وهیچ وقت از کسی هم تاثیر نمی گیرم.

شده به خاطر دوستی ورفاقت نقشی را قبول کنی ؟

من در شروع کارم نه گفتن را بلد نبودم و به همین خاطر یکسری نقش را در

رودرباسی قبول می کردم . البته اشتباه نکردم بلکه تجربه بوده کار ما مثل یک نردبان می ماند که پله پله از آن بالا می رویم و اگر اشتباهی کنی تو را روی همان

پله که ایستادی نگه می دارد وباعث نمی شود یک پله پایین تر بیایی . ولی الان نه گفتن را یاد گرفته ام .

خودت ترجیح می دهی بیشتر فیلم تجاری بتزی کنی یا هنری ؟

بستگی به نقش دارد مثلا همین فیلم چراغ قرمز به نوعی فیلم تجاری محسوب

می شود ولی آنقدرنقشم جای کار دارد که درگیرش شوم و دلم بخواهد آن را بازی کنم ولی در مقابل تو نقشی را در یک فیلم هنری می پذیرد ولی اصلا جای بازی

وکار نداری این نقش جذابیتی ندارد .آرزویم این است فیلم هایی بازی کنم که هم جنبه ی تجاری داشته باشد وهم هنری در واقع هم مفهومی باشد وهم معیارهای گیشه در آن رعایت وآن فیلم دیده شود.

انتقاد دیگری که تهیه کنندگان می کنند این است که رقم های پیشنهاد ی تو برای بازی خیلی بالاست ؟       

به نظرم باید ببینی این هنر تو چقدر می ارزد بعضی اوقات تهیه کنندگان به بازیگران به چشم یک کالا نگاه می کنند ومن دلم نمی خواهد این اتفاق بیفتد که بگویند مثلا فلان بازیگر این قیمت. من فکر می کنم عمر بازیگری خیلی کوتاه است وخیلی بیشتر از این ها می ارزدو ما نمی توانیم قیمتی برای آن بگذاریم .

پس یکی از گران قیمت ترین بازیگران قیمتی سینما هستی ؟

متاسفانه!(باخنده)

فکر نمی کنی خیلی ازپیشنهادات خوب را بابت این موضوع ازدست بدهی؟

نه آنقدر تهیه کنندگان منطقی وفهیم وجود دارند که اگر تو را به عنوان یک هنرمند بپذیرند و قبول داشته باشند مطمئنا بهای تو را هم می پردازند و برای من تا به حال اتفاق نیفتاده که بابت این موضوع چیشنهاداتم کم شود. اگر از نقشی خوشت بیایدولی رقم پیشنهادی تو را قبول نکنند چطور می شود ؟

کار نمی کنم .

دوست داری در کارنامه کاری ات اسم چه کارگردانهایی به چشم بخورد؟

بگذارید یه چیزی بگویم من بازیگر نسل امروزم و اعتقادات وعقایدم هم مال

نسل امروز است و اگر بین دو گزینه قرار بگیرم کار با کارگردان مدرنیته وبا دیدگاه های شبیه خودم را به یک کارگردان با دیدگاه قدیمی که فقط اسم بزرگی دارد ترجیح می دهم. البته نمی گویم دوست ندارم با کارگردانان بنام کار کنم ولی هیچ وقت دغدغه ام نبوده کما اینکه در یک زمان واحد از دو کارگردان که یکی اولین کارش بود و دیگری اسم ورسمی داشت پیشنهاد داشتم ولی من چون تفکراتش را قبول نداشتم آن کار را نپذیرفتم . این عقیده ی من است و به آن چایدار هستم .

برای خودت در بازیگری سقفی مشخص کرده ای؟

از لحاظ ایدآل های من در بازیگری سقفی وجود ندارد ولی متاسفانه در سینمای ما این سقف هست آنقدر هم کوتاه است که تو هر وقت بخواهی پرواز کنی سرت به آن می خورد.

دو خواهر یک فیلم تجاری است که عده ای می گویند فیلم خوبی است ولی عده ای دیگر مخالف هستند. به نظر تودوخواهر چه جور فیلمی است ؟

من چون فیلم را به صورت تدوین شده ندیده ام نمی توانم بگویم خوب است یا بد. بعد هم باید بگویم این خوب یا بد بودن نسبی است چون خوب از نظر من یک معنی دارد و تر نظر شما تعریف دیگری. پس نمی توانیم کلی قضاوت کنیم . با این حال فکر می کنم از لحاظ تجاری وبا توجه به معیارهایی که در سینمای تجاری برای خوب بودن فیلم وجود دارد دو خواهر فیلم با آبرویی است.

کسانی که فیلم را دیده اند معتقدند که تو بازی بسیارخوبی انجام داده ای ؟

لطف دارند

خودت چی فکر می کنم ؟

فکر می کنم این نقش به یادماندنی ترین شخصیت فیلم دو خواهر باشد مخصوصا که خودم ابعاد بیشتری به آن دادم و شخصیت را کمی نا متعادل گرفتم که یکسره پیش دکتر روانشناس می رود 3بار طلاق گرفته و دوباره می خواهد ازدواج کند کمی مرد پرست است وهمه اینها باعث جذابیت نقش شده.

ترکیب بازیگران این فیلم (تو،نیکی کریمی ،محمد رضا گلزار ،حامد کمیلی و

بهنوش بختیاری) چقدر خوب در آمد؟

خواهر بودن من و خانم نیکی کریمی که خیلی باور پذیر شده

به خاطر پیشانی بلند و چشمهای رنگی ؟

نه نمی دانم !اما من باورش کردم به خاطر همین هم فکر می کنم تماشاگر این را باور کند

بازی در کنار نیکی کریمی چگونه بود ؟.

من همیشه دوست داشتم با ایشان بازی کنم یک دهه قبل از اینکه من بازیگر شوم ایشان بازیگر بودن و همیشه هم بازیگر خوبی بودند. فیلم های خوبی کار کردند که جرو فیلم های ماندگار تاریخ سینماست و خوشحالم که فیلم دوخواهر واسطه ای شد که با هم بازی و زندگی کنیم و جدا از وجه بازیگری خود ایشان را خیلی زیاد دوست داشتم.

چه بازیگر هایی همیشه برایتان قابل ستایش بودند ؟

مرحوم خسرو شکیبایی که در اتوبوس شب با ایشان بودم و بازی شان را خیلی دوست داشتم . چون یک بازیگر بازی اش باید جنس داشته باشد صرفا دیالوگ گفتن یا خندیدن و گریه کردن بازیگری نیست من برای همه کسانی که تجربشان از من بیشتر است احترام قائلم چون خودم از 18 سالگی وارد این حرفه شدم و

سختی های این رشته را دیده ام . حتی برای من احترام کسی که یک کار بیشتر کرده واجب است.

تابه حال شایعه ای درباره خودت نشنیده ای؟

من جزو بی حاسیه ترین بازیگران بوده ام شایعه ای هم که نشنیده ام شما شنیده اید؟

نه مثلا بحث ازدواج تا به حال چند بار به واسطه ی مطبوعات ازدواج کرده ای؟

هیچ بار.

معیارت برای ازدواج چیست ؟

نگاه من به ازدواج نگاه متفاوتی است ازدواج یکی از سخت ترین قسمت های زندگی است که سرنوشت تو را می سازد .

 

علی شاکردوست:

با خواهرتان دو قلو هستید؟

نه من دو سال بزرگترم

چرا اینقدر شما و الناز با هم صمیمی هستید؟

فاصله صنی مان کم است و این باعث شده با هم راحت باشیم .

می توانید الناز را قبل و بعد از بازیگری تعریف کنید ؟

الناز موقعی که بازیگر شد 18 ساله و خیلی جوان بود فرقی به آن صورت نکرده اصلا هم خودش را نمی گیرد . قبل از آن هم معاشرتی بود و روابطش با بقیه خوب . هیچ وقت به این فکر نمی کند که چون یک بتزیگر است سخت بگیرد و کلاس بگذارد.

بازیگری الناز را از شما دور نکرد ؟

چرا مثلا زمانهایی که برای فیلمبرداری مجبور است به شهرستان برود خیلی دلتنگش می شوم .

شما همراهش نمی روید ؟

نه ! بیشتر در فیلم هایی که شما ل بازی داشت همراهی اش می کردم.

الناز: علی زیاد سر صحنه کار های شهرستان من می آمد . مثلا اصفهان که بودم چون فیلمبرداری طولانی شد به دیدنم آمد.

علی: اگر تعطیلاتی باشد حتما می روم .

الناز:آره همیشه اکر موقعیتش باشه پیش من می آید به خاطذ اینکه تنها نباشم. حتی اگر کیش هم بودم می امد و سر می زد جدا از هر چیزی واقعا دلمان برای هم تنگ می شود.کدامیک بیشتر به دیگری وابسته اید ؟

علی:جفتمان به هم

فکر میکنید بزرگترین علتش چیست؟

علی: شاید اخلاق پسرانه الناز موجب این صمیمیت شده. البته چیزی را از هم پنهان نمی کنیم وبا هم رفیق هستیم .

دردسری هم تا به حال برای هم درست کرده اید؟

 الناز:زیاد

علی: ازچه جهت؟

الناز:من وتو همیشه پشت هم بوده ایم. در دردسرها هم کنار هم بودیم ولی به قول علی همیشه با هم رفیق بودیم. علی همیشه به من می گوید:« داش الناز»

علی: من همیشه به الناز به شکل یک پسر نگاه می کردم .

چرا؟

چون اخلاقش پسرانه بود.  

شما هم تاثیری بر روی این اخلاقش می گذاشتید؟یعنی مجابش نمی کردید که کمی صفت های دخترانش را تقویت کند؟

نه!من همیشه الناز را همین جوری دوست داشتمون با او احساس صمیمیت می کردم .

از نظر تعصب و غیرت با هم راحت بودید؟

علی:(خنده)بیشتر الناز مواظب من بود.

وقتی می خواست واردبازیگری شود نگرانی خاصی برایش نداشتید؟

علی:برای اولین فیلم شاید آدم نگران باشه ولی کم کم همه چیز حل می شود.

الناز :اخلاق هم تاثیرمی گذاشت. خودم کاری کردم که نگرانی ها را برطرف کنم

یعنی ثابت کرده بودم که می توانم از پس مشکلات بر بیایم.

در ابتدای راه با او مخالفتی هم نداشتید؟

نه چون هم رشته تحصیلی اش این بود وهم به این کار علاقه داشت.

مطمئن بودید که موفق می شود؟

علی:صد درصد

الناز همین اطمینان علی خیلی بر روی کار من تاثیرمی گذاشت. حتی در دوران راهنمایی ودبیرستان هم ماثر بود.

علی:وقتی الناز کار می کرد همیشه حالش خوب بود.

چطور او را همراهی می کردید؟

علی:بارفتن سر صحنه وحضورم!در جریان سختی های کارش هم بودم چون می دانستم بازیگری یکی از سخت ترین شغل هاست.

کدام کار الناز را بیشتر دوست دارید؟

گل یخ و بی وفا

چرا؟

علی: گل یخ اولین کارش بود در بی وفا هم خیلی خوب توانسته بود نقش را بازی کند.

من فکر می کنم یکی از علت هایی که ما بی وفا را خیلی دوست داریم این است که آن نقش به شخصیت خودش نزدیک است .

الناز:بگذارید یک چیزی راجع به علی بگویم با اینکه رشته ی تحصیلی اش چیز دیگری است اما کسی را حتی در سینما ندیده ام که مثل علی این همه فیلم دیده باشد

علی در طول روز حداقل 3 فیلم می بیند و من فکر می کنم که هیچ فیلمی نباشد که علی ندیده باشد.

مثلا تمام فیلم های تاریخ سینمای ایران را دیده. حتی می گوید تمام فیلم های بد را هم باید دید این قضیه باعث شده که بر روی کار من هم تاثیر بگذارد. چون وقتی فیلم می بینیم با هم آن را نقد می کنیم و نگاهش به عنوان کسی که درسینما کار

نمی کند وبه نکات مهمی توجه می کند برای من اهمیت دارد.

علی:چیزی که جالب است این است که کسانی که فیلم های مختلفی را دیده اند و بعد بازیگر آن فیلم را از نزدیک می بینند متوجه شباهت شخصیت ها و کاراکتر نقش با خود واقعی طرف می شوند بیشتر بازیگران با صدا و شخصیت هایی که داشتند با آن چیزی که در فیلم هستند یکی اند. به نظر من الناز تنهابازیگری است

که توانسته شخصیت های مختلف را بازی کند ما بازیگر نداشته ایم که بخواهد هم هنری بازی کند هم کمدی. اکثر بازیگران ایرانی تمام نقش هایشان مثل هم هستند.

البته چنین بازیگرانی داشته ایم اما نمی خواهیم بحث را به این سمت ببریم .

علی:منظورم بین خانم های نسل جوان بود.

با هم قهر هم می کنید؟

الناز:من یادم نمی یاد هیچ وقت با علی قهر کرده باشم . پیش آمده که با هم دعوا کرده ایم ...البته آن هم نه !علی!ما باهم دعوایی هم کرده ایم ؟

علی:نه به آن صورت!اگر هم بوده بحث های متداول خواهرو برادری بوده.

پیش آمده که دست به یکی کرده باشید تا پدرو مادر رو اذیت کنید؟

الناز:(خنده) بله نارنجک درست می کردیم.

فوتبال هم بازی می کردید؟

الناز:بله

در چه پستی؟

الناز فوروارد. البته گل کوچک که پست خاصی ندارد. همیشه هم در یک تیم بودیم ما در کوچه مان بسکتبال هم باری کی کردیم .

علی:الناز آدم عجیب و قریبیه حتی موتور سواری هم می کند.

یک موتور هم خریده . این هم یکی از کارهای پسرانه اش است.

شما مخالفتی نکردید؟

علی: وقتی با موتور می آید زیر کلاه کاسکت است وکسی فکر نمی کند که او یک دختر است. اما موتور خیلی خطرناک است به همین خاطر من دوست ندارم او سوار شود.اگر زمین بخورد خیلی آسیب می بیند.

الناز: برای موتور سواری کلاه کاسکت می گذارم . شلوار6 جیب می پوشم با کتانی زرنگی(خنده)

تا به حال ترک النازوپشت اوروی موتور نشسته اید؟

علی:نه(خنده)

می ترسید؟

علی:آره

الناز:آخرمن همیشه سرعت را دوست داشتم.

درماشین چی؟

الناز:در ماشین دست فرمان علی زبانزد همه است تجربه ای دارد که هیچ کی ندارد. یعنی تا حالا 6,7بار ماشین را چپ کرده(خنده)

علی:شاید هم بیشتر. البته قبلا بیشتر بود.

الناز:تصادف هایشبه خاطر سرعت زیاد بوده که خودش همیشه می گوید تجربه بوده.به خاطر همین تجربه ها هم دست فرمانش خوب شده.

پدرومادرتان چقدر از این صمیمیت راضی هستید؟

علی:به هرحال هرپدرومادری دوست دارد که بچه هایشان با هم باشندوهوای هم را داشته باشند. صمیمیت من و الناز باعث شده که حتی دیگرباآنها اینقدر راحت نباشیم.خیلی از رازهای عاطفی وخیلی از رازهای خصوصی در زندگی مان را فقط به هم می گوییم . حتی آدم های بیرون هم به ما حسادت می کنند.

چقدرراهنمایی اش می کنید؟

علی:الناز در زمینه کاری بسیار باهوش است. اما در روابط بیرونی خیلی زود اعتماد می کند وبر خلاف چیزی که نشان می دهد خیلی ساده است.

در بچگی شیطنت آزار دهنده داشتید؟

الناز:نه!ما شیطان های مودبی بودیم. خیلی شیطنت می کردیم اما موجب اذیت وآزارکسی نشده ایم حتی نشده ایم حتی تابه امروز.

درس تان چطور بود؟

الناز:خیلی درسمان خوب بودعلی که همیشه شاگرد اول مدرسه وحتی دانشکده بود

باهوشید؟

الناز: همه می گویند.

رشته ی تحصیلی تان چه بود؟

الناز:من در دانشکده ی هنرومعماری تئاتر خودم و علی صنایع کشاورزی شاخه دامپروری.

رابطه تان با خواهر کوچک چطور است؟

علی:خوب خیلی خوب

به صمیمیت شما و الناز حسودی نمی کند؟

علی:همیشه رابطه را جوری نگه داشتیه ایم که این اتفاق نیفتد.

متولد چه سالی است؟

علی:73یازده سال از الناز کوچکتر است و13سال از من .

شما و الناز چقدر حرفهای مشترک دارید؟

چیزی را از هم پنهان نمی کنیم . همه چیز را به هم می گوییم.

جاهای مشترکی که با هم می روید کجاهاست؟
زمستان به اسکی می رویم بعضی اوقات هم مسافرت.

اگر وقت آزاد داشته باشید وبخواهید در لحظه تفریح کنید چه می کنید؟

همان شمشک که گفتم می رویم . جاهای دیگر کمتر می شود رفت. چون الناز شناخته شده است کمی برای هر دویمان سخت است.

شهرت الناز اذیت تان نمی کند؟چرا,گاهی اوقات. در رفت و آمد هاباید مراقبت باشیم. مهمانی هایی که خیلی مهمان ها را نشناسیم نمی توانیم برویم.

پیشنهاد بازیگری داشتید؟

علی:بله با کارگردان ها وتهیه کنندگان هم حرف می زدم اما نمی رفتم.

دوست نداشتید؟

علی:انگیزه نداشتم.

یعنی چه؟

همه در بازیگری به دنبال شهرت هستنداما من چنین چیزی را نمی خواستم .

اگر روزی الناز سر خونه وزندگی خودش برود رابطه شما کمرنگ تر می شود؟

علی:نه  حتما الناز من را ترجیه می دهد(خنده)

اینطوری که شما باعث جدایی آنها می شوید؟!

نه هرگز دلم نمی خواهد این اتفاق بیفتد !

الناز را در یک جمله تعریف کن!

علی:ناب تربن خواهر دنیا !دوست داشتنی ترین آدم برای من!

برگرفته شده از حرف های الناز شاکردوست:

تجربه ای که در زمینه مطبوعات داشتی چطور بود؟

برایم جالب بود بعد از اینکه چند مصاحبه برای یکی از مجلات انجام دادم تازه متوجه شدم که خبرنگاری چه کار سختی است وبعد از آن برای مطبوعاتی ها احترام خیلی بیشتری قائل شدم.

غیر از بازیگری کار دیگری هم انجام می دهی ؟

گاهی اوقات می نویسم که نوشته هایم بیشتر شخصی است و شامل خاطره ها ,

شعر ها و.....می شود.

چس اهل مصاحبه هستی.

خیلی بیشتر در زمینه های روانشناسی خود شناسی و جامعه شناسی که به شناخت شخصیت ها روحیات و حتی بازیگری ام کمک می کند .دراین زمینه دکتر باربارادی آنجلیس نویسنده مورد علاقه ام است.

رابطه ات با پدرومادرت چطور است؟

با هر دو خوب هستم اما اصولا چون پدرها سر کار هستند زمان بیشتری رابا مادرم می گذرانم.

اهل کار در خانه هستی ؟

اصلا!اهل کار در خانه نیستم وکمک نمی کنم چون استعدادی هم ندارم حتی آشپزی هم بلد نیستم.

تنوع طلب هستی؟مثلا اهل موبایل ,ماشین یاو.....

آره ولی دغدغه اش راندارم.

تفریحت چیست؟

خوابیدن,کتاب خواندن,فیلم دیدن و ورزش کردن.

برای این کار ها وقت می گذاری؟

آره خیلی زیاد چون بین هر فیلمی که بازی می کنم تا فیلم بعدی ام فاصله زیادی است و وقت دارم.

در بین همکاران سینمایی ات با کسی صمیمی هستی ؟

نه خیلی,زمان فیلم گل یخ با خانم خیر اندیش خیلی صمیمی بودم اما بعدا به خاطر گرفتاری های کاری ارتباطمان کمتر شد.

بیشتر احساسی تصمیم می گیری یا منطقی؟

احساسی ,برای اینکه به شدت آدمی احساسی هستم.

باتوجه به اینکه اهل ورزش هستی پس به سلامت بدنی ات اهمیت می دهی ؟

آره ولی اهل اینکه برای رسیدگی به هر چیز دکتر بخصوصی داشته باشم نیستم وبه هر چیزی از نوع طبیعی اش علاقه دارم.

پس اهل جراحی های زیبایی هم نیستی؟

نه اصلا . حتی شنیده بودم یکی از دندانپزشک ها تبلیغ کرده بودم که دندانهای من رادرست کرده در صورتی که من در تمام عمرم دوتا از دندانهایم را بیشتر پر نکرده ام!

اهل سفر هستی ؟

آره خیلی. سفر کردن مخصوصا سفر به اروپا را دوست دارم بیشتر به خارج از ایران می روم که کمتر مرا بشناسند.

به هنرهای دیگر هم علاقه مند هستی؟

آره نقاشی و موسیقی ویولن وپیانو می زنم.ویولن را3سال حرفه ای کار کردم اما پیانو را به طور حرفه ای از 8 سالگی یاد گرفتم.

پس اهل موسیقی هم هستی ؟

آره همه نوع موسیقی را هم گوش می دهم.

رابطه ات با عطر و ادوکلن چطور است؟    

اصولا عطرباز هستم وهمیشه عطرهای روز را انتخاب می کنم.

بابت عکس هاهم از وبلاگ هواداران الناز شاکردوست واقعا تشکر می کنم.

تعدادنظرات پایین آپ نمی شه ها.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 11:40  توسط فائزه  | 

نوشته شده در تلتکست تلویزیون درباره ی الناز شاکردوست :

جز ازما بهتران است فیلم شینمایی از ما بهتران با بازی  الناز شاکردوست و رضا عطاران وبه کارگردانی مهرداد فرید در تهران در حال تولید است داستان این فیلم درباره ی احسان است. روزنامه نگاری نیمه روشنفکر که تاکنون هر چه نوشته مورد توجه واقع مردم واقع نشده است تا اینکه سلسله گزارش هایی می نویسد که بسیار عامه پسند ودرباره ی رمالی است انتشار این گزارش ها نام احسان را به عنوان روزنامه نگاری موفق سر زبان می اندازد اما او را به دردسر هایی عجیب دچار می کند و......

هفته ی قبل هم درباره ی الناز شاکردوست مطالبی بود ولی تکراری به همین دلیل من در وب نگذاشتم .

راجع به مجله نسل امروز هم باید بگویم که من هم خیلی وقت اینکه بشینم و اینا رو تایپ کنم ندارم خوب بالاخره من هم درس دارم .اما تا آخر این هفته حتما در وب می ذارم . 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 11:27  توسط فائزه  | 

بچه ها یه آپ بامزه

 اگر یک روز النازشاکردوست رو از نزدیک ببینید چکار می کنید؟ بامزه بود نه منتظر جوابتون 

هستم .

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 16:48  توسط فائزه  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 21:3  توسط فائزه  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 21:41  توسط فائزه  | 

tqv5l8mo6lw8zj85mych.jpgq8yafvkip7zou9qlvmoj.jpg5i5hqi8v6752slhglj94.jpg

3qsyxle2mbodnl4sn3l.jpgejt7ta5aca4pzekcrdvr.jpgjh5byeb8scoml2hivc8.jpg

pu2f6gk490qrkqvbnv7.jpgnyd39qrdbe3eylgf62t5.jpg71kistdtcvpsodum0wxl.jpg

dtm4kcz2g6d5tbiwjna.jpg8gu3v1ruy4zvgm2ljx.jpgieym5wv62c0vc28tf4l5.jpg

m1w1drcg6ga4pfazcurb.jpguvrviha6nla1pr48ulrt.jpgpqgnux5ix3n770dwoohb.jpg

 بچه ها بابت اینکه نتوانستم آپ مجله نسل امروز را بکنم معذرت می خوام آپش را می کنم

ولی تا یه چند روز دیگه آخه مصاحبشون زیاد منم خوب کار دارم منظورم درسه ببخشید خلاصه.  

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 21:36  توسط فائزه  | 

 ببخشید زیاد کیفیت ندارهلطفا نظرات در پست قبلی

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 20:10  توسط فائزه 

اینکه بتوانی عامل فروش فیلمی باشی ومردم را به سینما بکشانی ورضایت را هدیه بیننده کنی. بدین معنا است که کارت را درست انجام دادی"عامل فروش"

بودن کارهربازیگری نیست. هر چند که برخی ازبه اصطلاح منتقدان سینما را

به سینمای بدنه وسینمای هنری و...تقسیم کردند.

می ماند که چه بگوید؟

چه بر چسبی بزند؟

بازیگر هم هنری است وهم تجاری.

هم قابلیتش را دارد که هنر را به رخ تو بکشد وهم صندلی های سینما را پرکند

وگیشه را در دست بگیرد.

گزافه گواین بار روی گزافه های خودش هم خط می کشد.

الناز شاکردوست به واقع یکی از بهترین ستاره های سینما است که در حال حاضر

جزو معدود بازیگران زن سینما است که می تواند گیشه را در دست بگیرد.

امروز دیگر هنر دوست ها هم او را جزو ناب های پرده ی نقره ای می دانند.

ماندن وستاره شدن کار هر کسی نیست ودختر با استعداد سینما این ماندگاری را

مدیون اخلاق حرفه ای خود است که از بر کرده واینجا دیگر هیچ اجازه ای به

نابلدان داده نمی شود که به روی حسدها مهر نقد بزنند.

می دانستم الناز زیاد اهل مصاحبه نیست.

به بهانه ی اکران "دوخواهر" سیگنالی را میهمان تلفن همراهش کردم.در حالی که

سر صحنه فیلمبرداری بودوخسته  از پلان های متعدد. ولی دوستی قدیمی مان را

فراموش نکرد وهمراه شد تا با هم سرکی در ناگفته هایش بکشیم .

اینجا است که رفتار حرفه ایش و هنرمند بودن به معنای واقعی رابه روی ذهنم حک می کند.

سال87سال خوبی برایم نبود

سال87را از نظر شخصی سال زیاد خوبی نمی دانست ولی از لحاظ کاری این سال را جزوسال های خوب کاری خود می شمارد.گرچه سال 87هم پرکار نبود ولی به گفته های خودش برای پرکار نبودنش دلیل دارد وگرنه تقریبا از هرکاری که دراین سال ساخته شد پیشنهاد کاری داشت.

دوخواهرگیشهرامی شکند یا....؟

در سال 88هم پروژه هایی راکه درسال 87 کار کرده بود را در نوبت اکران دارد کار "دوخواهر"ساخته ی محمد بانکی و"کیش ومات" به کارگردانی حیدری و"دلخون" ساخته رحمانی و"حرکت اول " به کارگردانی نجفی .

شاکردوست در این باره گفت "این چهار کار هم تجاری وهم هنری هستند "انتظار دارد کار دو خواهر و کیش ومات در گیشه موفق تراز دوکار دیگرباشد چند کار دیگر پخش نشده دارد"باد درعلفزار می پیچد .در میان ابرها و پوسته "از جمله فیلم هایی هستند که هنوز پخش نشده اند .   

این فیلم نامه ها را رد نمی کند

چندی است بیشتر سناریو ها را رد می کند خیلی جدی وصریح در این باره می گوید :

برای من وجود چند عامل به صورت همزمان خیلی اهمیت می دهد اول قصه ی خوب دوم نقشی که جای کارداشته باشه سوم کارگردان وچهارم عوامل در نتیجه هر کاری که یکی ار این شرایط را نداشته باشد رد می کنم .

عاشق نقش های کمدی هستم

بیشتر دنبال نقشهایی است که act بیشتری داشته باشد چون اینگونه نقش ها انرژی های درونیه اورا تخلیه می کند واینگونه به نوعی آرامش روحی دست می یابد.

اصولا کار های کمدی اقناعش می کند در مجموع سینمای تجاری را دوست دارد.

زیرا معتقد است در این سینما بازیگر باید اینقدر قوی باشد تا بتواند اکثریت را روی صندلی سالن نمایش راضی نگه دارد.    

سینمای هنری را رها نمی کند

این روز ها تهیه کنندگان خیلی راحت به او اعتماد می کنند او این دلیل اعتماد را کارنامه ی کاریش می داند .به هیچ وجه دور فیلمهای هنری را خط نمی کشد وبه

این دسته سینما ها علاقه مند است. قصد کار در تلویزیون را ندارد. مگر اینکه نقشی ماندگار باشد در غیر این صورت هرگز به تلویزیون نمی رود.

روزنامه نگارشدم تا از دغدغه ها بنویسم

درسال 87 روزنامه نگار شد ودر یکی از نشریات مطلب نوشت . در مورد این بحث گفت وشنودها زیاد بود ولی خودش گفت :من همیشه مطبوعات را دوست داشتم ومی دانم اهالی این حرفه به اندازه ی زحمتی که می کشند دیده نمی شوند

به هر صورت پیشنهادی داشتم وچون نشریه را آبرومند دیدم پذیرفتم آمدم تا یکسری دغدغه ها را بنویسم:

مخالف کار نا سالم هستم

با آن دسته از مطبوعاتی که برای فروش بیشتر از تیتری استفاده می کنند مخالف است به نظر شاکردوست سالم کار کردن مهم است وقتی از شایعه ها می پرسی می گویند شاید علتش این است که من را هم مطبوعاتی می دانند ویک مدت است که شایعه نمی شنوم.

با نوشتن آرام می شوم

اصولا زمانی می نویسد که "نقصی"را در محیط اطرافش ببیند دوست دارد

درباره اش بنویسد و می داند توفیری نمی کند وآن اشتباه اصلاح نمی شود

اما احساس می کند که حداقلش بانوشتن آرام می شود.

دل تنگی های من

دلتنگی هایش را برای مادرش و برادرش می نویسد وبرادرش را از جان بیشتر دوست دارد .سال87را سال بدی می داند زیرا در این سال حادثه ی بدی برایش رخ داد.درست همان زمان که الناز سرکار "کیش ومات" بود وتمام دغدغه اش این بود که کنار برادرش باشد ولی متاسفانه نشد.  

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 19:54  توسط فائزه  |